| by admin | No comments

نقد توئیت منتقدان به فیلم های روز سوم جشنواره فجر| از مأمور امنیتی حیرت‌انگیز تا تقلید از سهراب شهید ثالث- اخبار فرهنگی – اخبار تسنیم


به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، بعد از اکران روز سوم فیلم‌های سینمایی در سینمای رسانه جشنواره فیلم فجر، منتقدین سینما در نقدهای کوتاهی نظرات خود را درباره فیلم‌های روز سوم جشنواره اعلام کردند.

 

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ,

نمایی از فیلم «روز صفر»

#روز_صفر

محمدتقی فهیم: روز صفر؛ تقابل جذاب خیر و شر با یک ریگی سوسول است!! فیلم روز صفر، یک تریلر سیاسی جاسوسی اکشن خوش ساخت است. فیلم تا اندازه‌ای نگه دارنده است که برخی بدبینانه اثر را محصول توانایی‌های سعید ملکان نمی‌دانند، ولی حضور این گریمور سینمای ایران در مقام تهیه‌کننده فیلم‌هایی چون ابد و یک روز، آرایش غلیظ، ویلایی‌ها، تنگه ابوقریب و … اتفاقاً ثابت می‌کند که بودنش پشت فیلم‌های نامبرده تأثیر لازم را داشته که حالا در اولین تجربه کارگردانی‌اش، چنین پرفروغ ظاهر شده است.

رضا درستکار: مع‌الوصف، فیلم «وقتی که ماه کامل شد»، فیلم بهتر و ماندگارتری نسبت به روز صفر است.

علی نعیمی: «روز صفر» همه آن چیزی که یک فیلم جاسوسی و سیاسی با ته مایه‌های جنایی می‌خواهد، دارد. یک تریلر نفس‌گیر و جذاب که می‌تواند هر بیننده‌ای را میخکوب کند. داستان عبدالمالک ریگی این بار از زاویه‌ای متفاوت به تصویر کشیده شده است و به نظر می‌رسد که سعید ملکان در نخستین تجربه کاری خود گام مثبتی برداشته است.

جبارآذین:  روز صفر یک فیلم آماتوری و تجربی و با یک امنیتی کلیشه‌ای و ریگی دکوری است که با حمایت بنیاد معلوم الحال فارابی تولید شده ساست. سرمایه این فیلم عنوان دستخوش به یک گریمور که به ضرب پول لباس نامناسب کارگردانی به تن کرده است اهدا شده است. روز صفر یک فیلم ضدملی با هدف عادی‌سازی ریگی‌ها در جامعه است.

امیررضا مافی: روز صفر می‌خواسته یک فیلم هالیوودی باشد که نمونه‌‌اش در غرب خیلی دیده شده با یک داستان مهم واقعی و یک ایجنت قهرمان همه‌فن حریف ایرانی که خوش استایل است. ظاهراً فیلم خوش‌قیافه‌ای است، اما وجه دراماتیک ندارد، یک دست نیست و ضعف در تمپو و ریتم پشت هیجان مخفی شده است.

بهنام قاسمی: آقای ملکان، یک نیمه ترازو خالی است. اگر ضد قهرمان قصه در سکانسی مفصل سخنرانی کرده و ضمن مطرح کردن ایدئولوژی خود، ملت ما را کافر می‌پندارد، پس ایدئولوژی قهرمان قصه که نماینده ملت است،  چه می‌شود؟ با این حال،  فیلم روز صفر بعد از شبی که ماه کامل شد،  برای حس زیبای  غرور ملی لازم بود.  حتی اگر کار بزرگ قهرمانان ما به سادگی شکستن قلنج گردن انجام نشده باشد.

خسرونقیبی: مأمور امنیتی «روز صفر» حیرت‌انگیز است. یک «هیچ‌کس» کامل. یک «شکارچی» تلخ که تمام زندگی شخصی کتمان‌شده‌اش صرف شکار مزاحمان خاک شده است. شبیه‌اش را نزد فرنگی‌ها دیده بودیم اما در سینمای ایران، که امنیتی‌اش همواره باید مذهبی می‌بود یا با سابقه‌ی جنگ یا مرد خانواده و اصالت، هرگز.

محمد عطریانفر: «روز صفر» بدون شک نسل جوان را با واقعیت‌هایی که در این کشور گذشته آشنا می‌کند. این فیلم یکی از دغدغه‌های دهه‌های گذشته تاریخ سیاسی و امنیتی ایران بوده و در این فیلم به همت یک قصه جذاب بخشی از تاریخ معاصر ایران روایت شده است. «روز صفر» بسیار بدیع از حادثه دستگیری ریگی رمزگشایی کرد. روز صفر فیلم تأثیر‌گذاری است؛ فیلمی در ستایش میهن و ایستادگی و ازخودگذشتگی برای کشور. روز صفر پایان بی‌نظیری دارد که زبان حال بسیاری است که برای میهن ایستادگی و جان‌فشانی کردند.

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ,

نمایی از فیلم ابر بارانش گرفته

#ابر_بارانش_گرفته 

امیررضا مافی: ابر بارانش گرفته از مجید برزگر، مثل فیلم‌های کند قبلش، یک آدمکش دارد با نماهای خوب و بازی قابل قبول بازیگران. اما از فقر دیدگاه رنج می‌برد و تکلیف مرگ و قتل در آن روشن نیست. این سوژه می‌توانست به یک شاهکار بدل شود که حالا خیلی کم دارد.

جبارآذین: گرچه برزگر با این فیلم هم نشان می‌دهد که همچنان به دنبال یافتن بیان سینمایی متفاوت به شیوه شهیدثالث است اما ابر بارانش گرفته جدا از موضوع خوب و تکراری‌اش فیلمی کسل‌کننده، کند سردرگم و حراف است.

بهنام قاسمی:  باید به حرفی که می‌زنیم اعتقاد راسخ داشته باشیم،  و اگرنه اثر گذار نخواهد بود. برای گفتن از معجزه و نیروهای مافوق انسانی باید خودمان ایمان قلبی داشته باشیم وگرنه می‌شود فیلمی مانند ابر بارانش گرفته… فیلم شروعی بد، میانه ای خوب و پایانی ناامیدکننده دارد.

رضا درستکار: فاصله طولانی بین سینمای ما تا سینمای سورنتینو. 

 

سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر ,

نمایی از آبادان یازده 60

#آبادان_یازده_60

روح الله حسینی:  مدتها بعد از «شب واقعه» بالاخره یکی هم پیدا شده که دوباره به جنگ از دریچه آبادان نگریسته ولی مشکل آنجاست که نه‌تنها کیفیت فیلم از «شب واقعه» به‌مراتب پایین‌تر است بلکه حتی درحدواندازه‌های تله‌فیلم‌هایی نظیر «رادیوآبادان» هم نیست!! اینکه چرا حمایت یک ارگان ارزشی به محصولی سینمایی بدل نشده و یک تله‌فیلم به دامنه صدها هزار تله‌فیلم تاریخ هنرهای نمایشی افزوده شده معلوم نیست! شاید بگویند حمایت، اندک بوده! اگر این طور بوده چه به پروانه سینمایی گرفتن؟؟ پروانه ویدیویی می‌گرفتند و فیلم را به تلویزیون یا شبکه خانگی می‌دادند.

امیررضا مافی: آبادان یازده شصت زاویه‌ مغفولی از جنگ را نمایش می‌دهد و بسیار ارزشمند است. با جزئیات با اهمیت و پرداخت دراماتیک خوب. البته در اجرا می‌توانست بهتر باشد. من دیدن فیلم را جدا به تحریمی‌ها و تهدیدی‌ها پیشنهاد می‌کنم تا بار دیگر ببینند چه بر سر این سرزمین رفته است.

جبارآذین: این فیلم گام دیگری از خوشبخت برای جدا شدن از مدیوم تلویزیون و شاید به انگیزه خوشبخت شدن در گیشه و سینما است. آبادان یازده 60 فیلمی متوسط و معمولی در ساختار و مضمون است و نتوانسته تصویر درستی از سوژه خوب خود ارائه نماید.

بهنام قاسمی: فیلم سوژه خوبی دارد اما در پرداخت دچار مشکل می‌شود. با توجه به فضای بسته فیلم، کارگردانی در میزانس و دکوپاژ مقبول است اما ایکاش برای هدایت بازیگران که بعلت شرایط بودجه و…  زیاد قوی نیستند،  از بازیگردان استفاده می‌شد. در کل اگر برخی لحظات را نادیده بگیریم،  می‌شود فیلم را دید و با قصه همراه شد.

رضا درستکار: فیلم یادآور رادیو جنگ و نقش مهم در فرهنگ ایران است. واقعا رادیو بود که آبادان را نجات داد.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید