| by admin | No comments

اعتصاب غذای همافران علیه رژیم پهلوی



فرهنگ و هنر/همدان پایگاه هوایی شاهرخی(شهید نوژه) همدان، به عنوان سومین پایگاه شکاری نیروی هوایی ایران، از اهمیت خاصی برخوردار بود. این پایگاه در جوار بخش کبودراهنگ- همدان واقع شده بود و با شهر همدان فاصله چندانی نداشت. بعضی نظامیان این پایگاه، با انقلابیون شهر همدان و آیت الله مدنی همکاری و رابطه صمیمانه ای داشته و جزء نیروهای انقلابی محسوب می شدند و اخبار و اطلاعات را در اختیار محافل انقلابی قرار می دادند.

نخستین حرکت انقلابی در پایگاه مذکور، با به آتش کشیدن پرچم دبیرستان پایگاه در ۱۵ مهر ۱۳۵۷ آغاز شد. نظامیان طرفدار نهضت با محافل انقلابی شهر همدان در ارتباط بودند. حاج محمود دادفرما در این باره می گوید: «آنها از ما کتاب مذهبی می گرفتند و در جلسات دینی شرکت کرده و حتی اعلامیه های امام و مراجع را در پایگاه توزیع می کردند؛ البته با یک احتیاط شدید چراکه کنترل بر افراد نیروی هوایی از سوی رژیم خیلی شدید بود».

با اوج گیری انقلاب، فعالیت هواداران انقلاب، آشکارتر شد و نمود عینی تری پیدا کرد به ویژه بعد از آذر ۱۳۵۷ که تظاهرات دانش آموزی به شکل فراگیری گسترش یافت. به همین منظور، نظامیان پایگاه شاهرخی در نیمه دوم دی ماه دست به اعتصاب زدند و اعلام داشتند که سران نیروی هوایی پس از خروج شاه از کشور قصد بمباران مردم را دارند. این اعتصاب پس از خروج شاه از کشور به شکل گسترده ای ادامه یافت به طوریکه ۲۸۰۰ نفر از همافران و افسران و درجه داران پایگاه، به اعتصابیون پیوستند. عده ای از آنها در اثر فشار پلیس پایگاه، متفرق شدند. روز بعد، خانواده های نظامیان پایگاه نیز در حمایت از انقلاب اسلامی و اعتصابیون، تظاهرات کردند که در نتیجه عده ای از زنان و مردان دستگیر و بازداشت شدند.

روزنامه کیهان در یکم بهمن ماه ۱۳۵۷ در این باره نوشت: «به دنبال یک هفته اعتصاب غذای ۲۸۰۰ همافر در پایگاه شاهرخی، عده ای افسر و درجه دار نیروی هوایی نیز به آنها پیوستند. این عده صبح روز جمعه با خانواده هایشان، در اجابت دعوت امام خمینی، در محوطه پایگاه نیروی هوایی دست به راهپیمایی و تظاهرات گسترده ای زدند که با مقاومت شدید پلیس امنیت پایگاه مواجه شدند و در نتیجه، ۱۱ نفر از زنان پایگاه بازداشت شدند. بعدازظهر نیز تظاهرات کنندگان به راهپیمایی پرداختند و خواستار آزادی ۱۱ نفر دستگیرشده شدند و سرانجام، چون از تلاش های خود نتیجه ای نگرفتند، متفرق شدند اما ساعت ۱۰ شب جمعه، برای سومین بار، کلیه اعتصابیون و خانواده های آنها به خیابان های پایگاه ریختند و به تظاهرات باشکوهی پرداختند و همبستگی خود را با نهضت و جنبش ملت ایران اعلام داشتند. سپس تظاهرکنندگان در مقابل بازداشتگاه پایگاه شروع به دادن شعارهای مذهبی- ملی کردند و خواستار آزادی دوستان خود شدند. سرانجام فرمانده پایگاه شاهرخی، تسلیم نظر آنها شد و بازداشت شدگان را آزاد کرد و در حال حاضر رفت و آمد برای نظامیان پایگاه غیرممکن است».

روحانیون همدان در ۳۰ دی ماه با صدور اعلامیه ای از مردم خواستند که به یاری و کمک نیروهای پایگاه شاهرخی همدان بشتابند: «از طرف جامعه روحانیت همدان؛ اخیراً که پرسنل پایگاه شاهرخی به برادران مسلمان خود پیوسته و در اعتصابات، هم صف مبارزان به ضدرژیم استبداد قیام کرده اند، وظیفه هر انسان است که از حضرات، تقدیر و با آغوش باز، آنها را بپذیرند. چنانچه هر کدام از برادران ارتشی با مأموران انتظامی که از طاغوت دست برداشته و با مسلمین همکاری و همگامی کنند، با کمال گرمی پذیرایی شده، از همه حیث برادروار با آنها رفتار خواهد شد».

اعتصاب غذای همافران، درجه داران و افسران پایگاه شاهرخی و تظاهرات خانواده‌های آنها علیه رژیم انعکاس گسترده‌ای در شهرستان‌های دیگر داشت و از سوی مردم و سایر همافران و درجه داران دیگر مورد حمایت قرار گرفت‌؛ از جمله در شهرهای بندرعباس، مشهد و شاهرود.

در بندرعباس حدود ۱۰۰۰ نفر از افسران، درجه داران و همافران پایگاه هوایی این شهر در یک راهپیمایی در سی ام دی، همبستگی خود را با نهضت و جنبش ملت ایران و همچنین با همافران پایگاه شاهرخی و وحدتی دزفول که از یک هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده بودند، اعلام و قطعنامه هفت ماده ای را صادر کردند که در ماده یک آن آمده بود: «همافران و درجه داران پایگاه هوایی بندرعباس با ملت ایران و پایگاه شاهرخی همدان و پرسنل پایگاه وحدتی که در اعتصاب غذا هستند، اعلام همبستگی می‌کنند».

در شاهرود نیز به منظور پشتیبانی از اعتصاب همافران و خلبانان پایگاه شاهرخی همدان، جامعه فرهنگیان شاهرود تظاهرات و راهپیمایی بزرگی را ترتیب دادند. در این راهپیمایی، هزاران نفر از مردم این شهر و روستاهای اطراف شرکت داشتند که شعارهای ضدحکومتی سر می‌دادند و در پایان، قطعنامه هفت ماده ای را که در آن به برقراری نظام جمهوری اسلامی اشاره شده بود، صادر کردند.

در روز ششم بهمن‌ماه عده‌ای از سربازان، درجه‌داران و افسران لشکر ۷۷ خراسان با صدور اعلامیه ای به شرح ذیل، ضمن حمایت از همافران و افسران پایگاه شاهرخی، به مدت ۴۸ ساعت دست به اعتصاب غذا زدند: «… ما برادران ارتشی شما، هرگز اوامر فرماندهان خودمان را که بر روی مردم تیر اندازی کنیم، اجرا نخواهیم کرد و همبستگی خود را بدین وسیله اعلام می داریم و برای محاصره هم قطاران ما از عده ای از نیروی هوایی پایگاه های همدان و دزفول و بندرعباس که به عنوان همبستگی دست به راهپیمایی و سپس اعتصاب غذا زده اند، ما نیز به مدت ۴۸ ساعت اعتصاب غذا خواهیم کرد».

پس از خروج شاه از کشور و تشکیل دولت بختیار، این احتمال قوت گرفت که برای سرکوبی مردم و تشکیل دولت نظامی، کودتایی در ایران به یاری نظامیان صورت بگیرد. به همین علت در ۷ بهمن ۱۳۵۷ همافران پایگاه شاهرخی همدان در این باره اعلامیه ای را بدین مضمون خطاب به مردم صادر کردند: «… پرسنل پایگاه باخبر شده اند که در پایگاه به زودی کودتا خواهد شد و اظهار داشته اند که سعی خواهیم کرد قبل از اجرای کودتا، جلوی آن را بگیریم و تمام مسئولان امر را در هر مقامی که باشند، تیرباران می کنیم».

پس از صدور اعلامیه مذکور همافران پایگاه شاهرخی در نهم بهمن ماه، دست به یک راهپیمایی و تظاهرات علیه رژیم زدند و از امام خمینی حمایت کردند. به دنبال آن، ۱۷۲ نفر از همافران پایگاه مذکور، از جمله مهدی هاشمیان، غلام غلامپور، ظلی و دهقان، دستگیر و به تهران منتقل شدند. از سوی دیگر به خانواده‌های آنها اخطار شد که ظرف ۴۸ ساعت منازل سازمانی پایگاه را تخلیه کنند.

آقای آرتیمانی در این باره می‌گوید: «انقلابیون در پایگاه شاهرخی و آیت‌الله شهید مدنی خیلی علاقمند بودند و به منزل ایشان رفت و آمد داشتند. هر کاری هم می خواستند انجام دهند، با آیت الله مدنی مشورت می کردند و وقتی که خانواده های آنها از منازل سازمانی اخراج شدند، شهید مدنی از مردم شهر همدان خواست که خانه و منزل(را) در اختیار آنها قرار دهند».

با وجود فشار رژیم بر همافران، افسران و درجه‌داران پایگاه شاهرخی، آنها در اعلامیه دیگری که به امضای عده زیادی از آنها رسیده بود، اعلام داشتند: «… ما درجه‌داران پایگاه شاهرخی همدان، همبستگی خود را با انقلاب ملت ایران اعلام کرده و دستوراتی که علیه مردم شریف و مسلمان ایران باشد، عمل نکرده و هرگز با فرماندهان خود برای ایجاد زمینه کودتا همکاری نخواهیم کرد».

اعلامیه همافران، به طور رسمی و آشکارا به دولت و رژیم اعلام داشت که آنها نه تنها مخالف رژیم هستند، بلکه علیه مردم هیچ گونه همکاری با رژیم و دولت نخواهند کرد. این حرکت، زمینه وحدت ارتش و مردم و همچنین مقدمات بازگشت امام خمینی از فرانسه به ایران را مهیا کرد.

پس از دستگیری همافران و درجه‌داران مردم همدان و کبودراهنگ و روستاهای اطراف، با برگزاری یک راهپیمایی ۴۵ هزار نفری، به طرفداری از همافران پرداختند و خواستار آزادی دستگیرشدگان پایگاه شدند. در این راهپیمایی روحانیون نیز حضور داشتند و اسم کبودراهنگ را به آزادشهر تغییر دادند.

با وجود حمایت روحانیون و مردم از همافران، افسران و درجه‌داران پایگاه شاهرخی روز ۱۴ بهمن ماه، ۴۵۰ نفر از آنها که در حال اعتصاب بودند، دستگیر و به وسیله هواپیما به پایگاه هوایی تبریز منتقل و زندانی شدند. افراد دستگیر شده، از جمله همافر یکم محمدباقر اناری، همافر دوم عطاءالله هاشم‌زاده، افرازمند حسین آخوندی، افرازمند هوایی محمد جهانگرد، احمد کرمانی، قاسم دبستانی، همافر یکم عطاءالله بازرگان، خسرو امین زاده، عباس ملکی فر، عبدالرحمان مسجدعباسی، سیدجعفر موسوی، حسنعلی شهیدی زاده، محمدتقی شاه‌حسینی، جلال‌الدین صفری، محمد صدیقی و منصور مبشره اعلام کردند که به علت دوری از خانواده و شرایط زندان به شدت در تنگنا و سختی به سر می برند.

مردم و روحانیون، با برپایی یک تظاهرات ۲۰ هزار نفری، ضمن حمایت از امام خمینی، خواستار آزادی همافران دستگیر شده پایگاه شاهرخی و دیگر پایگاه ها شدند. در تهران نیز ۲۰۰۰ نفر از خانواده‌های همافران در برابر کاخ دادگستری اجتماع کردند و خواهان آزادی همافران شدند. آنها با سردادن شعارهای «همافر مجاهد آزاد باید گردد»، «همافر مبارز تو نور چشم مایی» و «نظامی مبارز آزاد باید گردد» خواستار آزادی آنها شدند. در این اجتماع جمعیت حقوقدانان ایران و جمعیت آزادی و دفاع از حقوق بشر شرکت داشتند. روحانیون نیز به بازداشت همافران و کادر نیروی هوایی اعتراض کرده، خواستار آزادی آنها شدند.

آنها در نامه‌ای به کمیته ایرانی دفاع از حقوق بشر نوشتند: «در شرایطی که مردم ایران در موقعیتی خطیر و حساس به سر می‌برند، دولت در مقابل یکپارچگی ملت، به اقدامات غیرقانونی دست زده و در حال حاضر لبه نیزه حملات خود را متوجه کادرهای ارتش و دیگر قشرهایی که به صفوف ملت پیوسته اند، ساخته است. عده زیادی از همافران را به زندان افکنده و عده‌ای را نیز محکوم و خانواده‌های آنها را مجبور به ترک خانه‌های سازمانی شان کرده اند … بر حسب وظیفه انسانی و الهی خود و برای رهایی از بیدادگری های دولت، دست یاری و کمک به سوی همه مردم دراز می کنیم و از همه آنها می‌خواهیم تا برای آزادی هر چه سریع تر این جوانان مبارزه میهن اقدام کنند».

روحانیون متحصن در دانشگاه تهران که به علت بستن فرودگاه ها و جلوگیری از ورود امام در دانشگاه متحصن شده بودند، طی بیانیه ای در یازدهم بهمن ماه، از همافران اعلام حمایت کردند: «از قرار گزارش های تأیید نشده، رژیم جبار، عده‌ای از همافران دلیر و فداکار پادگان های تهران، اصفهان، همدان و بوشهر را به جرم پیوستن به ملت و سرباز زدن از برادرکشی و خیانت، دستگیر کرده اند و جان این جوانان عزیز که نخواستند آلت دست تجاوزگران قرار گیرند، در معرض خطر جدی قرار گرفته است. اینکه خانواده‌های این دلیران آگاه و همه مبارزان متعهد، سخت نگران وضع این همرزمان بیدارند و بی رحمانه تر آن که در این شرایط سخت روحی، خانواده‌های این سلحشوران را مجبور به تخلیه منازل سازمانی کرده اند. ما به مقامات مسئول اخطار می کنیم که این رزمندگان با وجدان را هر چه زودتر آزاد کنند و با خانواده‌های آنها را از نگرانی درآورند؛ و گرنه با عکس‌العمل شدید و قهرآمیز ملت مبارزه ما روبرو خواهند شد و هر حادثه ای به وجود آید، مسئولیت آن مستقیماً متوجه رژیم ضدمردمی جبار خواهد بود».

رژیم که همافران را به اتهام توزیع اعلامیه و نوار سخنرانی های امام خمینی و شرکت در مجالس دینی و سیاسی زندانی کرده بود، درصدد برآمد که عده‌ای از آنان را با ۱۰ تا ۱۱ سال خدمت، بازخرید و بازنشسته کند اما هیچ یک از این تلاش ها نتیجه ای نداد و بالاخره با فشار مردم و حمایت گسترده آنها از همافران و پیروزی انقلاب، آنها آزاد شدند.

امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب از آنها تشکر کرد و راجع به آنها به مردم گفتند: «راجع‌به همافران به همه شما سفارش می کنم که اینها جوانانی بودند که در موقع بسیار حساس به ما کمک کردند. در موقع حساس زحمت کشیدند و به ملت بستگی پیدا کردند. باید مردم از آنها هواداری کنند. آنها برادران رشید ما هستند و همین طور نیروهای دیگری که به ما پیوسته اند، همه را باید حفظ کنیم».

بدین ترتیب همافران همدوش مردم در تمام صحنه‌های مبارزه حاضر بودند و بعد از پیروزی نیز با مردم و روحانیون و به ویژه آیت الله مدنی، همکاری صمیمانه ای داشتند.

منبع: کتاب انقلاب اسلامی در همدان، نوشته ابوالفتح مؤمن نویسنده و کارشناس مرکز اسناد همدان

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید